در تلاش تبسمِ باطنی زیبا
خاطره نویسی

روزنوشت ۲۴ دی ۱۴۰۲    

دگریسیروی صندلی مخمل قهوه‌یی چسبیده به شیشه‌ی قدی کافی‌شاپ نشسته‌ام. صورتم کج در گودگاه کف دست چپم که آرنجش به میز کوچک قهویی لنگر زده

ادامه مطلب »
خاطره نویسی

روز نوشت ۲۱ دی ۱۴۰۲

فیت‌نس از خواب دیر بلند شدم ولی هنوز هوا گرگ‌ومیش است. باید به گربه‌ها غذا بدهم. نمی‌دانم چطور در را باز می‌کنند و وارد اتاقم

ادامه مطلب »
خاطره نویسی

روز نوشت بیست ۱۴۰۲  

نامه به تو پگاه نازنینم اولین نامه‌ام، برای توست. عادتم به نامه‌ نوشتن منفعل و بی‌حوصله است. بعضی اوقات عادتم فقط دو گوش بزرگ می‌شود.

ادامه مطلب »
خاطره نویسی

روزنوشت

یک گاز ساندویج، یک قلپ نوشابه، یک کم گرگم‌به‌هوا تو پارک محل. آخ کودکی، هار‌هار بخند به همین لقمه‌های نجیب و کوچک زندگی، ها‌هار بخند،

ادامه مطلب »
شعر

واقعیت رویای من است

«واقعیت رویای من استو خون رویای من برگ‌تر از سبز و سبزتر از برگ گیاهان است» (بیژن نجد)«واقعیت  رویای من است»هر کجا که بالشم نفس‌گاه

ادامه مطلب »
شعر

کودک

مثل انار از خنده ترکیدن.قهقهه، ریسه‌رفتن بوی خوش شیر از حفره‌ی صورتی دهان نوشیدن.سایش لب‌ها در بندبند فربه‌ی گوشت جوریدن. بوی کرک‌های جوجه در حریر

ادامه مطلب »
فرحنازم، آراسته‌ی جمع شلختهِ خلوت رسمیِ مرزپذیر صمیمیِ بی‌تکلف بدلِجامِ منطق‌گریز سهل‌گیرِ منطق‌پذیر سخا‌پیشه‌ی اغماض خسیسِ چشم‌پوشی